دنبال صدایم میگردم
۰۴ ژوئن ۲۵ ، ۲۲:۴۹
مدتی از تهی بودنم میگذرد. دیگر نه در خطهای وسطام، نه ان آخرها و یا اولها.
خلأ اینجاست
ماده اما معنا نمیده
سرعت به سراب آواره میشه
اینجا حروف به حرف نمیرسه
فاصله به فصل تبدیل میشه
و گردون به گرداب میکشه
دل هم شده دهلیز دلهره
پس دیوار به دره میریزه
غم به غوغا میشکنه
نوا بدون نالهشدن فراموش میشه
آسمون نیست که کمانِ کماله
و جاذبه جاذبهی مجاله
زخم همه از زمانه
و نور از نیت و نمازه
دیگه دهان خسته از دلیله
پرده ی پایان پایین روی زمینه.
+زندگی مثل یه فیلم سورئال عه فقط نیازه به اندازه کافی درموردش خلاق باشی
-سورئال جادو میخواد ادما هم جادو خوار هستن
+به نظر من ادما خود جادو ان
تمام دنیا در تاریکی فرو میرود.
نه ستاره نه من
انزوا، انزوا، انزوا، انزوا و انزوا.