دکان صورتی نبش خیابان

خارج از مسیر صلح

سه شنبه, ۲۷ ژانویه ۲۰۲۶، ۰۱:۲۰ ب.ظ

از زمین باران خورده بوی طراوت خاک نمی‌آید. خاک بوی جان میدهد. جان های بسیار. چشم که باز کنی و گوش را شنوا، زمزمه ها روشن اند و گواه بر نام ها. نام های بسیار. پرندگان نغمه سر نمی‌دهند‌. طبیعت که خدای اسپینوزاست به سوگواری نشسته است. استخوان هایمان با خشم در جدال اند.
خودم را ساکت می‌یابم. برف پشت پنجره با زبانی یکسان به من کلام میدهد. ارام و سفید. مکالمه ای خاموش در وصف یک جنایت. تنها شاهد های شنوای ما، زمان بود و پرنده‌ی کوچکی زیر برگ‌های پیچک. خورشید، قدیس فضا، خود را به ظاهر ماه دراورده. پشت ابرها گوش وایساده است، گویی جاسوسی از فاشیست‌های زمانه.

۲۶/۰۱/۲۷
ری را ‌‌

نظرات  (۱)

یاد آهنگ محرمانه شاهین نجفی افتادم با جمله آخر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی