دکان صورتی نبش خیابان

Lanterns

سه شنبه, ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶، ۰۶:۱۷ ب.ظ

دست کلافگی زیر چانه‌م گذاشتم و با حواس پرتی موی مونادها و زبان یونانی رو دور انگشتم میپیچونم‌. زنگ میزنی. خطوط بی حوصلگیم میشکنی و رنگ به رگ هام بر میگردونی‌. میگی وقتی بارون اومد و اهنگی که برات فرستادم موقع درس خوندنت پخش شد یادم افتادی. مگه بهتر از اینم میشد یادم بیافتی؟ ازت معذرت میخوام که اونشب گفتم میزنمت. میخندیم. گفتم ولی تو اول گفتی میزنمت. آره از بس تو فکر بودی! گفتم همون بهتر بود میافتادیم همدیگه رو میزدیم.

۲۶/۰۱/۱۳
ری را ‌‌