.A hard days night
شنبه, ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶، ۰۷:۴۱ ب.ظ
نفس میکشم. داخل، مکث، بیرون. فقط نظاره میکنم.
۲۶/۰۱/۱۷
نفس میکشم. داخل، مکث، بیرون. فقط نظاره میکنم.
نمیتونم بشینم. باید دراز بکشم. باید... توان نشستن ندارم. اما دراز نمیکشم.
نفس میکشم.
خیلی حساسم. تو هم همینطوری ای. از این نظر شبیه همدیگه ایم.
/Sentimental value گوستاو به دخترش، نورا
پشت میز میشینم. مداد تو دستم. نگاه به فرمول ها. نفس میکشم. خم میشم رو برگه. دست میکشم. بهم هجوم میارن. یک کلاغ، دو کلاغ، چهل فکر بیخود.